۱۰ اشتباه رایج در تصمیم‌گیری: اجتناب از خطرات غیرمنتظره
شیما مسائلی
۱۷ بهمن ۱۳۹۶
شیما مسائلی

شیما مسائلی

نزدیک به ۱٫۵ ساله در بلاگِ مدیر نوشته‌های کارآفرینی و مدیریت منتشر می‌کنم. ترجمه کتاب اولم تموم شده و در مهرماه با عنوان "فروشگاهی برای همه چیز: جف بزوس و عصر آمازون" رونمایی میشه. در خبرنامه عضو بشید تا از منتشر شدن کتاب خبردار بشید.

آرشیو نوشته‌ها

کتاب فروشگاهی برای همه چیز: جف بزوس و عصر آمازون

روزشمار انتشار کتاب

روز
ساعت
۱۰ اشتباه رایج در تصمیم‌گیری: اجتناب از خطرات غیرمنتظره
مقدمه: اشتباهات رایج در تصمیم‌گیری را برای مواقعی که ناچار به اتخاذ تصمیماتی پیچیده هستید بشناسید.

گاهی نمی توانیم جنگل را به دلیل وجود درختان بسیار، ببینیم. این جمله بدان معناست که گاهی نمی‌توانیم به دلیل غرق شدن در وضعیت فرصت ها و تهدیدها را به‌وضوح درک کنیم. اشتباهات رایج در تصمیم گیری را برای مواقعی که ناچار به اتخاذ تصمیمی پیچیده هستید بشناسید.

تیم مدیریت ارشد یک سازمان معتبر قدیمی تصمیم گرفته است تا مکان تجارت خود را تغییر دهد و بدون مشورت با سهامداران کلیدی دفتری جدید را در طرف دیگر شهر یافته که معتقد است بهتر می‌تواند نیازهای سازمان را تامین کند و قرارداد اجاره را نیز به امضا رسانده است؛ اما این تیم در نظر نگرفته که آیا این انتقال برای کارکنان مناسب هست با خیر و پس از اتخاذ تصمیم مشخص می‌شود که این‌طور نبوده است.

این دفتر سال‌های بسیاری در قسمتی از شهر قرار داشته است که بیشتر کارکنان در این منطقه سکونت دارند و مسیر آن‌ها تا دفتر مسیر کوتاهی است. از آنجایی‌که مکان جدید دور بوده و هیچ مسیر حمل‌ونقل مناسبی نیز وجود ندارد، بسیاری از کارکنان تصمیم به جدایی از شرکت می‌گیرند. همین امر سبب اختلالات بسیاری شده و موجب کاهش بازده و تنزل روحیه کارکنان باقی‌مانده می‌شود.

این مثال نشان می‌دهد که چگونه غفلت از یکی از عناصر اساسی در اتخاذ تصمیمی مهم می‌تواند پیامدهای عظیمی برای یک تجارت به دنبال داشته باشد. در این مقاله ما (بدون هیچ ترتیب خاصی) نگاهی به ۱۰ اشتباه رایج در تصمیم‌گیری خواهیم داشت و برخی ابزارها و بینش‌ها را برای کمک به ارتقاء مهارت‌های شما ارائه خواهیم کرد.

اشتباه شماره ۱: تعلل

وقتی تصمیم را به جایی در پس ذهنتان منتقل می‌کنید و مشغول انجام امور دیگری می‌شوید که اهمیت کمتری دارند و یا به دنبال تفریحاتی همچون درست کردن یک فنجان قهوه می‌روید، احتمالا کار را پشت گوش می‌اندازید. تعلل در تصمیم‌گیری می‌تواند وضعیت شما را وخیم‌تر کند و نمی‌توانید با فرو کردن سر خود زیر برف از این وضعیت فرار کنید.

یکی از استراتژی‌های موجود این است که «بازه» زمانی کوچکی برای خود تعیین کنید تا با توجه به آن فعالیت خود را در ارتباط با مساله آغاز کنید. کسانی که در کار تعلل می‌کنند، اغلب نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند و تصمیم‌گیری را عملی سخت می‌پندارند، اما وقتی آن‌ها را تبدیل بازه‌های زمانی کوچک‌تر و قابل مدیریت می‌کنید، از فشار که برای انجام این همه کار روی شما قرار دارد کاسته می‌شود.

اشتباه شماره ۲: باور به این که نتیجه “شکست کامل یا موفقیت کامل” است

آیا می‌توانید به عقب بازگشته و وضعیتی را برای اتخاذ تصمیمی مهم به خاطر آورید که گویی در آن تمام بار دنیا بر دوش شما قرار گرفته بود و انتخاب گزینه‌ای اشتباه می‌توانست موجب شکست کامل شما شود؟

همه ما در چنین وضعیتی قرار داشته‌ایم، خواه تصمیم‌گیری بر سر انتخاب شغلی جدید، تولید یک محصول جدید و یا خرید خانه‌ای جدید بوده باشد؛ اما با وجودی که ممکن است به نظر برسد این تصمیم بزرگ‌ترین تصمیم زندگی شما در آن لحظه بوده است، بیایید از خود بپرسید که احساس شما درباره آن چیست. با نگاهی متفاوت به تصمیماتمان می‌توانیم دیدگاه‌های جدیدی درباره تصمیماتی داشته باشیم که ناچار به اتخاذ آن‌ها هستیم.

یکی از رویکردهای ممکن تفکر درباره بدترین چیزی است که ممکن است در صورت انتخاب گزینه اشتباه اتفاق بیفتد. در چنین مواردی وقتی پای زندگی افراد یا مبلغ هنگفتی از پول در میان باشد (برای مثال در این سناریوها یک تصمیم نامناسب می‌تواند حقیقتا مصیبت‌بار باشد) باید ریسک‌ها و پیامدهای احتمالی را به‌دقت مورد بررسی قرار دهید؛ اما در بسیاری از موارد بدترین حالت به آن بدی نیست که شما فکر می‌کنید و حتی اگر مشخص شود تصمیمی که اتخاذ کرده‌اید تصمیم بدی بوده است، احتمالا در طول این مسیر درس‌های ارزشمندی نصیبتان خواهد شد.

اشتباه شماره ۳: عملکرد غیراصولی

وقتی باید تصمیم مهمی بگیرید، برای مثال تصمیم بر سر تولید محصولی جدید و یا توسعه محصول موجود، آیا به‌طور غریزی عمل می‌کنید و یا این که نکات خوب و بد هر یک از گزینه‌ها را به روشی اصولی و حساب‌شده می‌سنجید؟

تصمیم‌گیری می‌تواند هیجان‌انگیز و استرس‌آور باشد، بنابراین برای برخورد واقع‌بینانه با این احساسات باید از رویکردی سازمان یافته استفاده کنید. یک روند منظم و منطقی می‌تواند به شما کمک کند تا تمام این عناصر ضروری لازم برای دستیابی به نتیجه‌ای موفقیت‌آمیز مورد ملاحظه قرار داده و احتمال غفلت از عوامل مهم را کاهش دهید.

اشتباه شماره ۴: عدم توجه به دیدگاه‌های مختلف

بسیاری از ما محکوم به اتخاذ تصمیمات عجولانه هستیم، به‌ویژه وقتی که مهلت رو به پایان است و تحت فشار قرار داریم؛ اما به‌جای اتخاذ تصمیمی شتاب‌زده اول مطمئن شوید که طیفی از دیدگاه‌ها را در نظر گرفته‌اید.

پیش از آن که برای حل مشکل اقدام کنید، افراد و عناصر مختلفی را که تحت تاثیر تصمیم‌گیری قرار دارند دور هم جمع کنید. بدین ترتیب به طیف وسیعی از دیدگاه‌ها در رابطه با تصمیم خود دسترسی خواهید داشت. با ملاحظه وضعیت از شش دیدگاه متفاوت (مشتری، عوامل، فرآیند تحول، دیدگاه جهانی، مالک و محدودیت‌های محیطی) تصمیم‌گیری شما احتمالا با درک بالاتری انجام خواهد شد.

وقتی مشکلتان را به‌خوبی مورد بازنگری قرار دادید، باید به آن از دیدگاه‌های مختلفی نگاه کنید، بدین ترتیب می‌توانید عواملی را تشخیص دهید که ممکن بود در غیر این صورت از دیدتان پنهان بماند.

اشتباه شماره ۵: عدم مشارکت سهامداران

در زمانی که یک تصمیم مهم دیگران را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، باید سهامداران اصلی را در تصمیم‌گیری مشارکت دهید. آن‌ها دارای بینش و اطلاعاتی هستند که در انتخاب شما تاثیرگذار خواهد بود و به شما کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری را اتخاذ کنید. به‌علاوه جلب توافق آن‌ها به نفع شما است، چرا‌که شما در اغلب موارد در اجرای تصمیمات خود به آن‌ها وابسته هستید.

اطمینان حاصل کنید که سهامداران کلیدی به‌طور مرتب در تصمیم‌گیری‌های گروهی حضور پیدا می‌کنند تا بتوانید تعهد آن‌ها را برای تصمیم خود به دست آورید. از آن‌ها بخواهید تا ایده‌هایشان را ارائه دهند و آن‌ها را تشویق به تفکر خلاقانه کنید.

اشتباه شماره ۶: اجتناب از گروه اندیشی و تمایل روان‌شناختی

با وجود این که مشارکت دیگر افراد در تصمیمات شما ضروری است، به‌ویژه وقتی که آن‌ها متاثر از تصمیمات شما هستند، اما باید مراقب گروه اندیشی (تمایل به هم‌عقیده بودن با دیگران) یا همان groupthinking نیز باشید. این اتفاق وقتی رخ می‌دهد که گرایش به اجماع گروهی از گرایش افراد به عقل سلیم با هدف ارائه جایگزین‌ها، انتقاد از موقعیت و یا بیان نظری خلاف میل بقیه پیشی می‌گیرد.

گروه اندیشی مانع از تصمیم‌گیری‌های خوب و حل مشکلات می‌شود، چرا‌که ممکن نیست بتوانید تمام عقاید را به‌طور کامل در نظر بگیرید. برای اجتناب از این امر باید روندی را برای بررسی فرضیات اساسی موجود در ورای تصمیم‌های گروهی در اختیار داشته باشید. برای مثال نردبان استنتاج می‌تواند به شما در تشخیص روند تفکری کمک کند که در طول مسیرتان در جهت تصمیمات گروهی طی کرده‌اید و درنتیجه اطمینان حاصل کنید که این تصمیمات بر مبنای صحیحی اتخاذ شده‌اند.

تمایلات روان‌شناختی بسیار دیگری نیز وجود دارند که ما در تصمیم‌گیریها مستعد پذیرش آن‌ها هستیم، تمایلاتی که می‌توانند منجر به اقدامات نامعقول و غیرمنطقی ما شود. این گرایش‌ها شامل تمایل به نتیجه‌گیری سریع (لنگراندازی)، انتظار این که وقایع گذشته بر آینده تاثیرگذار باشد (هم‌اندیشی قمارباز) و سرزنش دیگران در هنگام شکست به‌جای ملاحظه وضعیت به‌صورت واقع‌بینانه (خطای بنیادی ارجاع).

نوشته‌های با آنچه می‌خوانید

اشتباه شماره ۷: اعتمادبه‌نفس بیش‌ از حد

بسیاری از ما خود را بی‌طرف و منصف می‌دانیم و تصور می‌کنیم که برای حصول یک نتیجه‌گیری خوب در ارتباط با مشکلات همه اطلاعات موجود را در نظر می‌گیریم؛ اما به‌راحتی می‌توان با اطمینان بیش‌ازحد به دانش خود مرتکب تصمیماتی نامناسب شد، به‌ویژه وقتی دیگران شما را یک «متخصص» می‌دانند.

افراد معمولا شهرت تخصص و قضاوت خوب شان را با تصمیم‌گیری‌های اصولی و سنجیده خود به دست می‌آورند؛ اما وقتی اعتمادبه‌نفس آن‌ها افزایش پیدا می‌کند، این ویژگی‌ها را از دست داده و بیش از تحلیل بر غریزه خود تکیه می‌کنند– اینجا جایی است که هرج‌ومرج، اشتباهات و «غرور» پدیدار می‌شوند.

اگر بیش‌ازحد به باورهای خود تکیه کنید، ممکن است دچار تمایل به تائید شوید. اینجاست که به دنبال اطلاعاتی می‌گردید که مؤید باورهای شما باشند و داده‌های متناقض با عقایدتان را رد می‌کنید. این رویه باعث اتخاذ تصمیم‌های بدی از جانب شما می‌شود، چرا‌که تمام اطلاعات مربوط و مناسب را در نظر نمی‌گیرید.

باوجود آن که ممکن است گاهی به نظر برسد، در انجام برخی کارها حق به‌جانب غریزه شما است، اما باید مطمئن شوید که حدسیات شما بر پایه اطلاعاتی است که به‌طور اصولی جمع‌آوری کرده‌اید. به‌منظور تصمیم‌گیری بهتر منابعی را که مایلید در هنگام تصمیم‌گیری به آن تکیه کنید در نظر بگیرید و به‌طور فعالانه به دنبال منابع جدیدی نیز باشید.

اشتباه شماره ۸: بی‌توجهی به پیامدها

گاهی ممکن است وقتی نگران پیامدهای بلندمدت یک تصمیم هستیم، تصمیم‌گیری را امری دشوار بیابیم؛ اما گاهی افراد فراموش می‌کنند که چگونه انتخاب‌های آن‌ها می‌تواند در آینده تاثیرگذار باشد و در عوض تمرکز خود را روی «حال حاضر و مکان حاضر» قرار می‌دهند.

یکی از راه‌های ترسیم گزینه‌ها و بررسی نتایج احتمالی آن‌ها ایجاد یک درخت تصمیم‌گیری است. ایجاد یک درخت تصمیم‌گیری به این معنا است که شما به‌طور کامل تاثیرات بالقوه یک تصمیم را سنجیده و ریسک‌ها و پاداش‌های بالقوه جایگزین خود را به صورتی برآورد کرده‌اید که تفسیر نتایج را آسان می‌کند.

همچنین می‌توانید یک تحلیل سناریویی را انجام دهید که به شما کمک می‌کند فکر کنید چگونه شرایط می‌تواند در آینده دستخوش تغییر شود. این رویه به شما کمک می‌کند تا تصمیم‌گیری را بر اساس آینده‌های احتمالی مختلف انجام دهید و آن‌هایی را تشخیص دهید که احتمال وقوع بالایی داشته و یا بیشترین تاثیر را روی تصمیم شما می‌گذارند. با طرح‌ریزی برنامه‌ها و تصمیم‌های خود بر مبنای محتمل‌ترین سناریوها می‌توانید اطمینان حاصل کنید که حتی در صورت تغییر شرایط نیز همچنان این تصمیم‌ها درست خواهند بود.

اشتباه شماره ۹: عدم ارتباط موثر

ممکن است به نظر واضح باشد، اما وقتی تصمیمی می‌گیرید که روی دیگران تاثیرگذار است، باید آن‌ها را در جریان امر قرار دهید. یکی از بدترین اشتباهاتی که افراد مرتکب می‌شوند، این است که تصمیمات خود را به‌موقع و یا شیوه‌ای مناسب به اطلاع دیگران نمی‌رسانند که می‌تواند منجر به ایجاد شایعاتی در میان تیم شما و یا سراسر سازمان شود.

افرادی را در نظر بگیرید که تصمیم شما روی وضعیت آن‌ها تاثیرگذار است. آن‌ها به چه اطلاعاتی نیاز دارند و کدام شیوه ارتباطی از همه جذاب‌تر و مطلوب‌تر است؟ اگر قرار است تصمیم تاثیر فراوانی داشته باشد و یا شرایطتان بحرانی است احتمالا بهترین روش، اطلاع‌رسانی شخصی است.

برای افرادی که مستقیما متاثر از تصمیم شما نیستند، اما با این وجود منافعی در نتیجه آن دارند، از رویکرد متفاوتی استفاده کنید. برای این دسته از افراد که تعداد بیشتری دارند، چکیده‌ای از تصمیم خود را تهیه کنید، مثلا یک ایمیل. آن‌ها کمتر از سهامداران اصلی به جزئیات نیاز دارند، اما با این وجود باید اطلاعاتی پس‌زمینه‌ای را در اختیار آن‌ها قرار دهید، از قبیل این که چگونه به این تصمیم رسیده‌اید و تاثیر این تصمیم بر آن‌ها چه خواهد بود.

اشتباه شماره ۱۰: ادامه بی‌اعتنایی

هیچ کس دوست ندارد به ‌اشتباه خود در تصمیم‌گیری اعتراف کند، به‌ویژه وقتی برای رسیدن به هدف تلاش شده باشد و یا وقتی تغییر جهت عواقبی سیاسی، احساسی، اخلاقی و یا مالی را در پی دارد. متاسفانه یکی از دام‌هایی که افراد در آن گرفتار می‌شوند، افزایش تعهد است، اشتباهی که یک تصمیم‌گیرنده منطقی به‌ ندرت مرتکب آن می‌شود.

دلیل آن عمدتا این است که افراد بیش‌ از حد دیدی خوش‌بینانه نسبت به آینده دارند و امیدوارند تصمیم اولیه آن‌ها نهایتا درست از آب دربیاید. این اتفاق وقتی رخ می‌دهد که این افراد به تلاش‌هایی که صرف پروژه کرده‌اند، دل بسته‌اند و احساس می‌کنند «توقف خسارت» (یعنی توقف کار) به معنای اعتراف به عدم شایستگی آن‌ها در کار خواهد بود.

وقتی در رابطه با ادامه کار تصمیم‌گیری می‌کنید، باید بدانید زمان و پولی که تاکنون صرف کرده‌اید به منزله‌ی هزینه‌هایی تلف‌شده و غیرقابل جبران هستند و نباید آن‌ها را در اهداف تصمیم‌گیری خود در نظر بگیرید. شما باید واقع‌بین بمانید، حقایق را در نظر بگیرید و سعی کنید از احساسات دوری کنید.

جمع بندی

اشتباهات رایجی وجود دارند که افراد در هنگام تصمیم‌گیری مرتکب می‌شوند. وقتی ناچار به اتخاذ تصمیماتی پیچیده هستید، تعلل نکنید. رویکردی اصولی را در پیش بگیرید و سهامداران اصلی را در تصمیم‌گیریها مشارکت دهید تا بتوانید دیدگاه‌های مختلف را در نظر بگیرید.

مراقب مسائلی همچون گروه‌اندیشی باشید، پیامدهای بلندمدت اقدامات خود را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که تصمیمات خود را به اطلاع هرکسی که متاثر از آن است می‌رسانید و در صورت تصمیم‌گیری اشتباه از اعتراف به آن نهراسید.

از آنجایی که تصمیم گیری در مدیریت اصلی ترین وظیفه هر مدیر است، نخست باید بدانیم تصمیم گیری چیست و سپس بفهمیم که تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت نیازمند تسلط بر مهارت های تصمیم گیری است. لازمه‌ی تسلط بر مهارت تصمیم گیری شناخت تصمیم گیری چند معیاره و دیگر ابزارهای تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت دارد.

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *